تبلیغات
انتـــــ♥گرال احساس ... - نمیخوام هیچ چیزو...

انتـــــ♥گرال احساس ...

اینجاست بغض پشت خنده هایم...

نمیخوام هیچ چیزو...

دیروز که عقد دختر عموم بود دوستای هم دوره ایش از دانشگاه کاشان اومده بودند....چقدر خوش بودند...اینقدر دلم گرفت...از اون طرفم هر کی تو خانوادمون بود پر زد و رفت....

دلم بد جوری گرفته...یادش بخیر سال اول دوم چقدر امیدوار بودم به زندگی به خوبیاش...اما حالا چی؟

من لایق بهترینا بودم...اما زدم همه چیزو واسه خودم، خودم از بین بردم...

حالم اصلا خوب نیست...

حالم از دنیا با همه ی کثیفیاش بهم میخوره...


+ نوشته شده در  1391/04/3 ساعت 10:02   توسط fateme isaac   نظرات